تیک تاک تیک تاک تیک تاک... ساعت از دوازده گذشته... همه جا تاریکه... فقط صدای تیک تاک ساعت کمی سکوت شب را می شکند. اهالی خانه همه خوابند. من اما... بیدار و غرق در افکار. این هنگام از شب که هست نمی دونم هورمونهای احساس چکار می کنند که قلبم بیشتر رعوف میشه... چقدر دلم برای این ادمهایی که اینطوری ارام کنار هم خوابیده ایم می سوزد. در نظرم چقدر انسان گناه میشه وقتی اینجوری ارام به خواب رفته. بهشون فکر می کنم. به جای خالیشون... دلم خیلی می گیره
پدر خوبه که مادر نازنینه
برادر میوه ی روی زمینه
بیایید قدر یکدیگر بدانیم
که جای همه کس زیر زمینه
سلام دوسی نازنیممممممممممممم

شرمنده اینقدر دیر بعد از دعوتت اومدم
سرم شلوغ بود
چه قلم قشنگی
از این به بعد میام بهت سر میزنم
سلام هانیه عزیزمممممم
خیلی خوش اومدی
ممنون. خوشحالم کردی
.می دونم دوستم امتحان داری ایشالا با موفقیت واحدهای درسیت رو بگذرونی